نمایشگاه حافظه پدیدار

«حافظه‌ی پدیدار»؛ وقتی طبیعت از تصویر عبور می‌کند و در حافظه دوباره متولد می‌شود
نمایشگاه انفرادی الهه عباس‌زاده، در مرز میان نقاشی، ویدئوآرت، ادراک و حافظه
نمایشگاه انفرادی «حافظه‌ی پدیدار» (The Memory of the Phenomenon) با آثار الهه عباس‌زاده، هنرمند نقاش معاصر ایرانی ساکن بریتانیا، با کیوریتوری سیمین زحمتکش، از ۲ الی ۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۸ تا ۲۰ با همکاری گالری هنری هوداد، در مجموعه هنر انسان، رفسنجان برگزار می‌شود. این پروژه با عنوان کامل «نمایشگاه انفرادی نقاشی، اینستالیشن و ویدئوآرت؛ یک تجربه‌ی تلفیقی و تعاملی»، ۱۷ اثر را در ساختاری میان‌رشته‌ای گرد هم می‌آورد؛ ساختاری که در آن نقاشی، تصویر متحرک، نور، پروجکشن و حضور مخاطب، مرز میان اثر ثابت و تجربه‌ی زنده را به چالش می‌کشند.
«حافظه‌ی پدیدار» از طبیعت آغاز می‌کند، اما به بازنمایی طبیعت محدود نمی‌ماند. گیاه، برگ، گل، نور، سایه و ریتم‌های طبیعی در مرحله نخست به‌عنوان فرم‌های قابل تشخیص ظاهر می‌شوند؛ سپس در فرآیند نقاشی، از صورت عینی خود فاصله گرفته و به رنگ، بافت، ماده، حرکت و انتزاع تبدیل می‌شوند. در این مسیر، طبیعت از یک موضوع بیرونی به تجربه‌ای درونی بدل می‌شود؛ تجربه‌ای که پس از عبور از ادراک و حافظه، دیگر عینِ آنچه دیده شده نیست، بلکه پدیداری تازه از آن است.
این رویکرد را می‌توان در امتداد اندیشه‌های موریس مرلوپونتی درباره ادراک و تجربه زیسته خواند؛ جایی که دیدن، ثبت منفعلانه جهان نیست، بلکه نوعی درگیرشدن بدن و ذهن با جهان و پدیدارشدن آن در تجربه است. از سوی دیگر، ساختار زمانی پروژه با اندیشه هانری برگسون درباره حافظه و تداوم گذشته در اکنون پیوند می‌یابد؛ گذشته در این نمایشگاه حذف نمی‌شود، بلکه در قالب تصویر، نور و حرکت دوباره در اکنون ظاهر می‌شود.
در بخش اینستالیشن، آثار انتزاعی به‌صورت قاب‌هایی بر دیوار قرار می‌گیرند و تصاویر مرحله نخست، از طریق ویدئوآرت و پروجکشن، برای لحظاتی بر سطح آنها پدیدار می‌شوند. تصویر گیاه که زمانی سرچشمه اثر بوده، اکنون بر کالبد انتزاعی آن بازمی‌گردد؛ ظاهر می‌شود، بر ماده می‌نشیند و دوباره محو می‌شود. نور در اینجا صرفاً یک ابزار تکنیکی نیست، بلکه به بخشی از زبان مفهومی اثر تبدیل می‌شود؛ نوعی حضور موقت که میان ماده و غیاب حرکت می‌کند.
از این منظر، نمایشگاه امکان خوانش دیگری را نیز در نسبت با مفهوم رد، بازمانده و حضور گذشته در اکنون در اندیشه والتر بنیامین فراهم می‌کند؛ آنچه باقی می‌ماند، الزاماً خودِ تصویر یا شیء نیست، بلکه نشانه‌ای از آن است که در اکنون دوباره فعال می‌شود. در نگاه گاستون باشلار نیز خانه، مکان و طبیعت می‌توانند به فضاهای درونی حافظه و خیال تبدیل شوند؛ رویکردی که در «حافظه‌ی پدیدار» به رابطه میان طبیعت بیرونی و سرزمین درونی انسان راه می‌یابد. همزمان، مفهوم «شدن» در اندیشه ژیل دلوز امکان فهم آثار را نه به‌عنوان فرم‌هایی نهایی، بلکه به‌مثابه فرآیندی پیوسته از دگرگونی میسر می‌کند؛ فرمی که از طبیعت به انتزاع، از ماده به تصویر و از تصویر به نور و حرکت می‌رسد.
در این میان، مخاطب نیز تنها مشاهده‌گر نیست. حضور او در فضای نمایشگاه، در فاصله میان دیدن و به‌یادآوردن، بخشی از تجربه اثر را شکل می‌دهد. تصویرهایی که ظاهر و محو می‌شوند، به جای ارائه یک معنای قطعی، مخاطب را با ناپایداری ادراک مواجه می‌کنند: آیا آنچه دیده می‌شود واقعیت است، خاطره است یا تصویری که حافظه در لحظه اکنون دوباره ساخته است؟
زیستن الهه عباس‌زاده میان ایران و بریتانیا نیز در این مجموعه به شکل روایتی مستقیم از مهاجرت بازنمایی نمی‌شود؛ بلکه به تجربه‌ای از فاصله، تعلق، جابه‌جایی و حافظه تبدیل شده است. طبیعت در اینجا دیگر صرفاً یک مکان بیرونی نیست؛ بخشی از سرزمین درونی انسان است که می‌تواند از جغرافیایی به جغرافیای دیگر منتقل شود.
الهه عباس‌زاده، متولد ۱۳۷۳ هجری شمسی، از کودکی نقاشی را به‌عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی هنری خود دنبال کرده و مسیر هنری‌اش را در روندی آهسته، پیوسته و تجربی، بر پایه مشاهده، مطالعه، آزمون و شهود شکل داده است. تمرکز سال‌های اخیر او بر طبیعت و ترجمه اثر آن در قلمرو حافظه، ادراک و انتزاع قرار دارد.
«حافظه‌ی پدیدار» در نهایت مخاطب را با این پرسش مواجه می‌کند که آیا حافظه صرفاً محل نگهداری تصاویر گذشته است، یا خود، عرصه‌ای برای تولد دوباره آنها؟ در این نمایشگاه، طبیعت دیده می‌شود، از صورت نخستین خود فاصله می‌گیرد، در ماده و انتزاع رسوب می‌کند و سپس از طریق نور و تصویر متحرک دوباره پدیدار می‌شود؛ گویی جهان پس از عبور از انسان، دیگر همان جهان نخستین نیست، بلکه جهانی است که در حافظه دوباره آفریده شده است.

آثار